محمد صالح جونمحمد صالح جون، تا این لحظه: 14 سال و 1 ماه و 27 روز سن داره
کوثر جونکوثر جون، تا این لحظه: 9 سال و 6 ماه و 24 روز سن داره

محمدصالح جون

روز مادر مبارک

فاطمه(س) یعنی  چشمه جوشان عشق ،  سایه اش شیرازه دیوان عشق   مادر! در ستایش دنیای پرمهرت ، ترانه ای از اخلاص خواهم سرود و گلدسته ای از مهر بر گردنت خواهم آویخت. روزت مبارک من و بابایی و محمدصالح جون از اینجا دست مامانی و مامان جون میبوسیم و این روز عزیز به هر  دوتاییشون تبریک میگیم اینم یه سبد گل زیبا هدیه مجازی ما(البته خودشون گلند)       ...
30 فروردين 1393

سال نو مبارک،عزیزم

سال 92 با همه خوشی هاش و سختی هاش  و ... خداحافظی کرد سال 93 با کلی آرزو و ایشاا... فرج آقا شروع شد لحظه سال تحویل بر خلاف سالهای گذشته نشد که کنار باباجون و عمو جون باشیم(چون شب بود) ولی یادشون سر سفره هفت سین کنارمون بود(خدا رحمتشون کنه) امسال به دلیل اینکه آقا جون اینا خیلی تنها بودن،من و بابایی تصمیم گرفتیم لحظه سال تحویل کنارشون باشیم خداروشکر دوباره سال جدیدو زیر سایه بزرگترامون(آقا جون و مامانی و مامان جون) شروع کردیم تو سال جدید آرزوی سلامتی برای همه پدر مادر ها دارم،خدا سایشونو از سرمون کم نکنه درست لحظه سال تحویل ،گلپسرم وقتی دید همه دارن قرآن میخونن،قرآنو برداشت و شروع کرد به خوندنش و با همون زبون خودش برای همه...
19 فروردين 1393

رسم مهمون نوازی یا ؟

سلام به گلپسرم شرمندتم از اینکه دیر وبتو آپلود میکنم (به خاطر مشغله قبل عید وبعدش و...)   قبل عید، دایی جون به همراه مامانی و آقاجون و مامان جون به کربلا مشرف شده بودن در نبود دایی جون،گلپسراش(مهدی جون و ابولفضل جون) یه روز به ما افتخار دادن و مهمون ما شدن اولش خیلی رسم مهمون نوازی رعایت شد ولی از بعدش نپرس ...(؟آخه دلتنگ مامان ، بابا بودن)       ...
19 فروردين 1393

ماه اول زندگی شیرینت

لا حول و لا قوة الا باالله العلی العظیم گل پسرم در تاریخ ٣٠/٥/ ٩١ ،ساعت ١٩:١٥ در بیمارستان شهید مبینی سبزوار به دنیا اومدی درست روز بعد از عیدفطر نیم ساعت بعد از زایمان آوردنت تا شیرت بدم،درست همون لحظه صدای اذان می اومد نمیدونستم گریه کنم یا خوشحال باشم اشک شوق از چشمام جاری شد،همه دردامو فراموش کردم، بوسیدمت و خدا رو به خاطر این نعمت بزرگش خیلی خیلی شکر کردم و با بسم ا...اولین مکیدن رو شروع کردی روز به روز بزرگ شدنت دیدیم و به قدرت خدا پی بردیم روز دهمت بابایی برات گوسفند خرید و گلپسرمونو عقیقه کرد خدا پشت و پناهت عزیزم   عزیزم تولدت مبارک     چند ساعت بعد از ب...
17 اسفند 1392